قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
79
ارشاد الزراعه ( فارسى )
روضهء سيم در بيان زراعت نمودن غله گندم گرم و تر است روى را پاك سازد و گزيدگى سگ ديوانه را فايده دهد اما نفاخ است مصلح وى كراويه است . بيت گندم كه برون آمده از گلشن فردوس * گر چاك زده سينه خود بهر همان است آبى را اصطلاح آنست كه آنچه صحرا باشد در بهار شديار پنج راه يا چهار راه برحسب دلخواه بدفعات نموده گذارند كه آفتاب تموز در آن تأثير نمايد . افلاطون حكيم گويد كه كسى كه شديار مىنمايد بايد كه طويل القامه باشد تا در وقت شديار كردن بر درازدنبال سرافراز و قادرتر باشد و كسى كه بيل و تبر و ميتين كار فرمايد ميانه بالا بايد و بايد كه گوشت بدن او نازك نبود و كسى كه درازدنبال نگاه مىدارد بلندقامت و بلند آواز بايد تا چون در دنبال گله بود بر اوايل گله مطلع تواند شد چون سبعى قصد كند از آواز بلند او بترسد و آنچه محوط ( ؟ ) است كه خربزه و بادنجان بوده باشد چون محصول رفع شود نمايند و در غوزهزار گندم زراعت ننمايند كه زمين آن آب بسيار مىخورد و سماد كه انبار باشد كم مىدهند بدان مصلحت كه غوزه در روز اعتدال داشته باشد پس بذرى كه در زمين مذكور كارند به تمام سبز نمىكند و آنچه سبز كند نيك نمىشود و اگر چنانچه جو در زمين مذكور زراعت نمايند خوب مىشود و اگر چنانچه معلوم شود كه زمين گندم زور نداشته باشد انبار در ميان شديار و يا خراك ريخته رانند كه چون زمين معمور و آبادان شود بذر نمايند كه در زمين بىزور